محمد بن حسين رازي
446
نزهة الكرام و بستان العوام ( فارسي )
يوسف مصرى نشسته با تو اندر انجمن * خوب نبود ديده اندر نقش آذر داشتن ليكن درين وقت اولاتر آن بود كه از اين معنى سخنى نگويد و چون چيزى بشنود كه آن بر خلاف دين و اعتقاد باشد از آن به هيچ نوع مكاوحت نكند ، و بر آن صبر كند و رنج در اندرون مىدارد تا در دنيا از شر اهل ضلالت رسته باشد و در آخرت خداى تعالى او را بدان ثواب دهد و ممكن بود كه اگر آنچه از پيش ياد كرديم كاربندى و به هر نوع كه توانى از ايشان احتراز كنى و از تعصب دور باشى . مع هذا كله ، چون بدانند كه تو محب آل محمدى ، گره بر پيشانى اندازند و به چشم حقارت در تو نگرند و آن هفتاد و سه فرقت هيچ كس را دشمن تر از شيعه ندارند از عداوت آل محمد ، كه بعد از رسول صلى اللّه عليه و آله ظاهر كردند ، تا قيامت آن باقيست ، اما بمرور ايام زيادت مىشود . و كدام عداوت ازين پيشتر و زيادتتر بود ، كه سفيان ثورى چون شعيب بن حرب اعتقاد مىآموزد ، گويد ، ترا اين همه آن وقت سود كند كه صحابه محمد را جمله دوست دارى چون مروان و پدرش حكم و برادرش ، و مثل بوسفيان و عمرو بن عاص و معاويه كه بيست و هفت مصاف با على كرده است و بيست سال لعنت بر خاندان رسول مىكرد ! و حسن را زهر دادند و امثال اين منافقان ، هر كه ايشان را دوست ندارد عمل وى هيچ سود ندارد . خداى تعالى بر آن كس رحمت نكند كه اين باور دارد ، اعتقاد كند كه كسى بر عداوت آل محمد عليهم السلام مرده باشد ، او از دوزخ بيرون آيد يا خداى تعالى برو رحمت كند .